فاجعه ای به نام فاحشه گری

 

فاجعه ای به نام فاحشه گری

سكوت شبهاي تهران را گاهي صداي بوق  هاي پي در پي يك ماشين مدل بالا مي شكند،اما  نيمه شب است و چه نيازي به بوق زدن؟خوب كه بنگري در گوشه اي از خيابان سايه اي نحيف از يك زن را مي بيني ،زني كه براي قيمت فروش تنش در نيمه شب چانه مي زند.زني كه به ظاهر لبخند به لب دارد و گاهي بلند مي خندد اما مشخص نيست پشت آن چهره رنگ آميزي شده هم لبخندي هست يا خير؟كسي چه مي داند شايد اين لبخندها  واقعيست ،شايد هم از سر دردمندي و استيصال است . اما چشمان بي تفاوت و عاري از شور زندگي و گاهی نمناك را چطور مي توان توجيه كرد؟

هشدارهای وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی درباره افزایش انتقال بیماری ایدز از طریق رفتارهای پرخطر جنسی سبب شده است که بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان با این سوال جدی روبرو شوند که واقعاً پدیده رفتارهای پرخطر جنسی که روسپیگری نیز بخشی از آن است چگونه مهار می شود؟

هر چند هشدارهای وزیر بهداشت بیشتر ناظر بر راه های جلوگیری از انتقال بیماری ایدز بود اما به نظر می رسد مشکل ریشه ای تر از انتقال این بیماری اصل این روابط است که به شدت با فرهنگ ، تمدن و مکتب عزت بخش   ما در تضاد است .

ادامه نوشته

علائم هشدار دهنده لغزش یا عود بیماری اعتیاد

علائم هشدار دهنده لغزش یا عود بیماری اعتیاد

 ترنس گورسکی فوق لیسانس اعتیاد شناسی عضو قدیمی یک انجمن بازیابی و شناخته شده ترین متخصص جهان در تفسیر ١٢قدم و بخصوص مبحث پیشگیری از لغزش میباشد.

او بنیان گذار مرکز مخصوص آموزش علوم درمان اعتیاد به پزشکان و متخصصین است بوده و ٣٤کتاب در توضیح بازپروری تفسیر قدمها و بخصوص پیشگیری از لغزش نوشته است.

گورسکی بین پاکی و بازیابی کردن تفاوت قائل میشود.بنا به تفسیر او انجام کامل قدم اول باعث قطع مصرف مواد مخدر خواهد شد.اما بازیابی تنها با بکار بستن اصول یازده قدم باقی مانده میسر میباشد و انجام ندادن قدم دوم تا دوازدهم در معتادی که مصرف مواد شیمیایی را قطع کرده باعث کشمکش مداوم با خود دیکران و زندگی خواهد شد.او اولین کسی است که از واژه معروف نخورده مست در ادبیات بازیابی استفاده نمود.او معتادیست که بدلیل وحشت از عواقب منفی و دردسرهایی که اعتیاد برای خود و اطرافیانش ایجاد کرده با استفاده از نوعی برداشت و درک قدم اول خود را صرفا با نیروی اراده پاک نگاه میدارد.اما بدلیل کار نکردن روی سایر اصول برنامه در وجودش خلا۽ عمیقی بوجود می آید. او اغلب با خود یا اطرافیانش در ستیز است.

ادامه نوشته

چرا معتاد شدم؟

 

چرا معتاد شدم؟

 غرور- ترس – خودبینی – خودپسندی – زخم های عمیق دوران كودكی – عدم واقع بینی – طبع و ذائقه و لامسه و باصره ناخوشایند – فكر و ذهن و روح بیمار – دوست دارم دلم می خواهد – این احساس كه هیچ كس دوستم ندارد.

 مسدود كردن راه خیر و صلاح- عدم اطمینان از آینده ای شاد – فرار از خود- احساس قربانی بودن گریه هاو گفتگوهای شدید درونی و جدل با آنها- میل به انتقام جویی- احساس حقارت – مقصر دانستن همه چیز و همه كس الا خود – شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت – انزجار و بیزاری از خود – احساس گناه از سوء استفاده های جنسی خود و دیگران.

 ماندن در رنج های كودكی – ندانستن راه خروج- ناامنی در تمام موارد- ناتوانی در هضم واقعیات- سرزنش،تحقیر و مقایسه دیگران- دائم انگشت را به طرف سوژه و اشخاص چرخاندن و نگه داشتن- ذخیره دردها و رنجها و عدم پذیرش شادكامی- عصبانیت شدید از روند عادی زندگی.

 

ادامه نوشته

چگونه مي‌توانيم «اسـتـرس» خود را كنترل كنيم؟

چگونه مي‌توانيم «اسـتـرس» خود را كنترل كنيم؟

هر فرد نيازمند است كه در مقابل تغييرات دائمي كه پيرامون خود به وقوع مي‌پيوندد به تعادل برسد. در راه رسيدن به اين تعادل است كه بدن استرس را كه نوعي فشار رواني‌ است تجربه مي‌كند.

استرس داراي اثرات جسمي و رواني است كه مي‌تواند احساسات مثبت و منفي در ما پديد آورد. به عنوان يك تأثير مثبت، استرس مي‌تواند ما را وادار به فعاليت و تحرك كند؛ اما تأثيرات منفي آن ممكن است باعث احساس بي‌اعتمادي، عصبانيت، بدگماني و افسردگي شود. افسردگي نيز به نوبه خود مي‌تواند باعث بروز ناراحتي‌هاي جسمي مانند انواع درد، مشكلات گوارشي، ناراحتي‌هاي پوستي مثل جوش‌ها، بي‌خوابي، فشار خون بالا، زخم معده و ناراحتي‌هاي قلبي شود.

پس از هر رويداد مهم در زندگي مانند از دست دادن يك عزيز، فرزند‌دار شدن، ارتقاي شغلي، شروع يك ارتباط جديد و ...، نياز به كسب تعادل خواهيم داشت و حين رسيدن به اين تعادل، استرس را تجربه مي‌كنيم. متناسب با واكنش ما در دستيابي به ساختن زندگي، استرس مي‌تواند باعث پيشرفت ما و يا مانع از آن شود.

ادامه نوشته

۵ جمله ی خوشایند برای کودکان

 
۵ جمله ی خوشایند برای کودکان

۱) خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

۲) من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

ادامه نوشته

از فاحشه های جنسی تا فاحشه های مغزی

از فاحشه های جنسی تا فاحشه های مغزی

به سمت ترمینال جنوب که میرویم و پیکانهای تاکسی زرد رنگ فراوان و دست فروش های بدون بهداشت! و دود و دم فراوانش را که می بینیم حس می کنیم همه جا سیاه و تاریک است.می خواهیم از آنجا فرار کنیم.کمی آنور تر مولوی و کوچه مرغی هایش و دست فروش های فلافلی اش و پرهای کفترها که روی ساندویچ سوسیس و تخم مرغ دست فروش دیگری می نشیند و افرادی که با ولع تمام زیر گرمای شدید آفتاب این ساندویچها را با نوشابه مشکی می خرند و می خورند.تحرکی را می بینیم مثال زدنی در خیابان لاله زار و پستو های بازار که افرادی از برای به دست آوردن خرجی خانواده خود مجبورند تا بوق سگ کار کنند.سینماهایی قدیمی و باربرهایی که از جلو آنها تا بیخ سرشان بار بر روی چرخ یا موتور خود قرار داده اند گویا در حال رانندگی کامیونی بزرگ هستند.کمی آنطرف تر نه گویا خیلی آنطرف تر که میرویم، شمال شهر را می گویم گویا به کشور دیگری قدم نهاده ایم.هوا هم آنجا بهتر است.شهر روشن تر است با پاساژهای چندین متری کنار خیابان ولیعصر از ونک تا تجریش!خانه هایی که هر کدام کم از کاخ نیاوران ندارند.سینماهایی که ورودیشان از 4000 تومان کمتر نیست ولی همان فیلم را در سینماهای لاله زار با 1000 تومان می توان دید.البته اگر آنجا اکرانشان کنند!رستوران هایی که مردانی کروات زده با لباس های شیک و آنچنانی غذایش را سرو می کنند و اینجا دیگر از بوی فضله مرغ و خروس خبری نیست.تاکسیها اینجا پژو یا سمند زرد هستند و نسبت به پایین شهر راننده ها اکثرن زن هستند.البته نه راننده تاکسیها.رانندهی سانتافه و بی ام و و هیوندا کوپه و … . گویا اینجای شهر مذهب هم رنگ دیگری دارد.کودکی که در پایین شهر بر روی پشت بام خانه خود با کبوترانش بازی می کند اینجا اسم سگش آنی یا پاپی است…اینجا کودکان به همراه دوستانشان از طریق شبکه فیفا 2010 می زنند و آنجا دو عدد پاره آجر نشانه ی دو تیرک دروازه شان است.در کوچه هایی تنگ و تاریک که همواره نگرانند توپشان به داخل خانه همسایه سوت نشود.چراکه همسایه آنها را تهدید به پاره کردن توپشان کرده است و دیگر پولی برای خرید توپ تازه ندارند!

ادامه نوشته

آدمها

آدمها

اگر مهربان باشيد، آدمها شما را به خود شيرينی متهم می کنند! اما شما همچنان مهربان بمانيد.

اگر با ديگران رو راست باشيد. ديگران شما را فریب خواهند داد! با این وجود چون آب زلال و صادق بمانید.

 اگر شما برای زندگی بهتر تلاش کنيد، ديگران برچسب حرص و طمع به شما خواهند زد .اما شما سخت کوشانه به جلو رويد.

اگر اميد به ديگران ارزانی داريد شما را خوش خيال می پندارند . اما شما چون فانوس به شب های تار  بي اميدی بتابيد .

 اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند! با این وجود شادمانی کنيد. و شادي هايتان را تقسيم کنيد.

خوبی های امروزتان را فردا فراموش می کنند!    . اما شما همچنان خوب بمانيد و خوبی کنيد

 وقتی شما چشمان خود را به اشتباه و ضعف ديگران می بنديد ديگران ممکن است شما را ساده لوح بپندارند!

اما همچنان از کنار اشتباه ديگران بگذريد.

  سنجش های ديگران و قضاوتهای آنان مهم نیست!

تنها داوری و قضاوت خدا مهم است.

خداوندی که همه چيز را می بيند و می شنود

و همه به سوی او بازخواهيم گشت.

 

آسیب‌شناسی انقلاب

آسیب‌شناسی انقلاب

 آسیب شناسی برای همه جوامع و نظامهای سیاسی بخصوص جوامعی که انقلاب را تجزیه کرده و در حال گذار و جایگزینی یک حکومت جدید و برقراری ثبات سیاسی و یک نظم نوین است، بسیار مهم و حائز اهمیت است. بویژه برای کشور ما که یکی از اهداف مهم آن استقرار یک نظام سیاسی با مشروعیت دینی در جامعه بوده است. بنابراین طرح این موضوع در کشور ما بخصوص در میان قشر دانشجو و روشنفکران دارای اهمیت ویژه و جایگاه خاصی است. معمولاً در هر کشوری وسعت آسیبها، میزان رشد آنها و چگونگی شکل گیری آنها مهم است و اگر دامنه آن وسیع و میزان رشد و تراکم آن بالا باشد امنیت و آرامش جامعه را تهدید و یا دچار مخاطره و حتی روند طبیعی. آن‌را مختل خواهد کرد ‏
مطالعه انقلاب و آسیب‌های آن از مهمترین حوزه‌های پژوهش در علوم اجتماعی بخصوص در بحث جامعه شناسی انقلاب محسوب می‌شود، و از آنجا که انقلاب به ندرت رخ می‌دهد آسیبهای آنها زمینه مناسبی برای انجام تحقیقات علمی و طرح آزمون نظریه‌های جدید و در کل تلاش برای فهم بیشتر این پدیده تلقی می‌شود. ‏
با رشد جامعه شناسی در قرن نوزدهم میلادی بهره گیری از علوم مختلف برای بیان فرایندهای اجتماعی نیز معمول گردید و درنتیجه بسیاری از اصطلاح‌ها و واژه‌های رایج در علوم دیگر چون زیست شناسی، علوم پزشکی، زمین‌شناسی و مانند آن در جامعه شناسی نیز بکار گرفته شد که از جمله می‌توان آسیب شناسی ؛ انقلاب را نام برد. ‏
درواقع آسیب شناسی انقلاب مطالعه خاستگاه اختلالها، بی ثباتی‌ها، شکاف‌ها و پیشگیری از بازگشت مجدد به گذشته است. ‏
هر حکومتی و یا جامعه ای در طول حیات خود گرفتار مشکلات، دشواریها، تضادها و آسیب‌هایی می‌شود که اگر راه حلی را برای آنها جست‌وجو نکند، طریق زوال و انحطاط را می‌پیماید. با مطالعه انقلاب‌های بزرگ در گذشته در می‌یابیم که مصلحان اجتماعی گامهای اولیه را با موفقیت بر می‌دارند و حکومت را ساقط و وضعیت جدیدی را بر جامعه تحمیل و تمام ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را متحول می‌سازند. ولی در تحقق اهداف انقلاب و بنای یک جامعه ایده آلی که مطلوب همگان باشد، دچار چالش هستند. این وضعیت را ما در انقلاب مشروطه تجربه کرده ایم. نهضتی که علیرغم حضور مردم و وفاق ملی در تشکیل مجلس عملاً ناکام ماند و هنوز طفل بود که به توپ بستند و خون آزادیخواهان را در کمال قساوت و بی رحمی ریختند و اندکی از فرمان مشروطه نگذشته که شاهد کودتای 1299 و ظهور حکومت پالانی و رستاخیز و رسواخیز و روی کار آمدن منورالفکران وابسته به غرب که شناخت درستی از اسلام نداشتند بودیم. شناخت این آفت‌ها ما را در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی مان یاری می‌رساند.

مفهوم انقلاب ‏

مطالعه انقلابهای اجتماعی و سیاسی از مهمترین حوزه‌های پژوهش جامعه شناسی محسوب می‌شود و از آنجا که انقلاب‌ها از نوادر تاریخ و به ندرت اتفاق می‌افتد، وقوع آنها بسترهای مناسبی برای تحقیقات علمی-  پژوهشی و ارائه تئوری‌های جدید می‌باشد. در طی یکصد سال اخیر انقلابات مانند سایر پدیده‌های اجتماعی به صورتهای مختلف تعریف و مفهوم بندی شده‌اند و از رویکردهای متفاوت به تجزیه و تحلیل آن پرداخته اند. ‏
انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اجبار و اعمال زور را از دست می‌دهد و گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی به قیام بر می‌خیزند تا قدرت سیاسی را سبک نمایند. این قیام اغلب چند دهه طول می‌کشد تا آنکه رژیم جدید جایگزین حکومت قدیم شود. ‏
بحث از پدیده انقلاب یقیناً بحث تازه‌ای نیست در آغاز این کلمه در علم اخترشناسی رایج شده و به معنای چرخش دورانی افلاک و بازگشت ستارگان به وضع اول خود بکار می‌رفت. بعدها افلاطون بویژه ارسطو موضوع علیت در انقلاب را بررسی کرده و نابرابری و سیرناپذیری طبع انسان را علت انقلاب مطرح کرده است. تا قرن نوزدهم مقوله انقلاب اخلاقی و هنجاری بود. توماس هابس با مخالفت و ناموجه دانستن انقلاب‌ها ستم‌گرترین حکومت‌ها را بهتر از هرج و مرج دانست. ‏
در قرن نوزدهم کارل مارکس برای اولین بار باب تحلیل علمی پدیده انقلاب را گشود و انقلاب را یک امر اجتناب ناپذیر و عامل دگرگونی اساسی و بنیادی در تاریخ خواند. ‏
از آن زمان به بعد  انقلاب با نگرش مثبت وارد ادبیات سیاسی شد و از سوی اندیشمندان موافق و مخالف مورد توجه و تحلیل قرار گرفت و هر کلام پیرامون کلمه انقلاب و علل شکل گیری آن که به بحث و مطالعه پرداختند، اعم آن به شرح ذیل است : ‏
(1) انقلاب به معنای تغییر و تحول در بخش اقتصادی نظام ‏
طبقه حاکم با در اختیار داشتن ابزار و وسایل تولید و اعمال زور بر آنها بستر لازم را برای قیام طبقات فرودست فراهم کرده و طبقه بالنده جدیدی که خواهان نظم نو در جامعه می‌باشد جایگزین رژیم سابق خواهد شد. رابرت لونی نویسنده کتاب ریشه‌های اقتصادی انقلاب ایران معتقد است که رژیم با اجرای استراتژی توسعه فقدان اصلاحات نهادی نمی توانست با موفقیت همراه باشد و حتی نتوانست نرخ نارضایتی ناشی از بی‌علامتی اقتصادی را کاهش دهد. ‏
(2) انقلاب به معنای تغییر در هیأت حاکمه
هرج و مرج و بی‌برنامگی دولت می‌تواند شرایط انقلاب را آماده و یا دست کم تشدید نماید. «پاره تو» کارکرد اساسی انقلاب را چرخش نخبگان و تغییر تحول در نخبگان حاکمه یک جامعه می‌داند. «پاره تو» جامعه را گروه نخبگان و توده‌ها تقسیم می‌کند. زمانی که نخبگان در جایگاه واقعی خود قرار نگیرند شرایط و بستر انقلاب فراهم می‌شود. ‏

(3) انقلاب به معنای حل بحران مشارکت سیاسی
انقلاب عامل اساسی در پیشرفت دموکراسی و گسترش مشارکت سیاسی مردم در امور اجتماعی و سیاسی است. ‏
انقلاب به این علت رخ داد که شاه در سطح اجتماعی و اقتصادی دست به نوسازی زد و به این ترتیب طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر صنعتی را گسترش داد، اما نتوانست در سطح سیاسی دست به توسعه زند و این ناکامی به شکل اجتناب ناپذیر شکاف میان حکومت و ساختار اجتماعی را تشدید کرد، کانالهای ارتباطی میان نظام سیاسی و کل جمعیت را بست، شکاف میان محفل حاکم و نیروهای اجتماعی جدید را گسترده کرد و مهمتر از همه اینکه چند پلی را که در گذشته میان تشکیلات سیاسی و نیروهای اجتماعی سنتی، خصوصاً بازار و مراجع مذهبی پیوند ایجاد کرد، شکست. ‏
انقلاب اسلامی، عرصه تجلی ثابت قدمی مردم مومن به ارزشهای دینی و به رهبری مردی فرزانه بود که در نهایت به ایجاد حکومت اسلامی به مثابه پاداش الهی برای مومنان صادق منجر شد. بقای انقلاب اسلامی مطابق سنن الهی حاکم بر این جهان، قابل تفسیر است و همین بینش ما را در شناسایی آسیب‌ها یاری می‌رساند. هر جنبش مردمی با توجه به چارچوبه فکری خود می‌تواند دچار آفت هایی از درون و برون شود. شناسایی آسیب‌ها ما را در پیش‌گیری هر گونه چالشی بیمه خواهد کرد و هوشیاری و دقت در شناخت این آفات وظیفه همه روشنفکران و مومنین به انقلاب می‌باشد. ‏

آسیب‌های انقلاب ‏

۱-تهی شدن ارزشها ‏
از نظر جامعه شناسی، ارزشهای اجتماعی (‏Social Value‏) به عوامل و عناصری اطلاق می‌شود که اکثریت یک جامعه به اهمیت و اعتبار آن پی برده اند و به صورت واقعیات و اموری در آمده اند که نیازهای مادی و معنوی افراد جامعه را برآورده می‌سازند. به عبارت دیگر هر چیزی که برای یک نظام اجتماعی موردنیاز، محترم، مقدس، خواستنی و مطلوب تلقی می‌شود، جزء ارزشهای آن جامعه است. ‏
زمانی که جامعه به هر علتی نتواند ارزشهای اجتماعی را به نسل بعد از خود انتقال دهد آسیب پذیری آن حتمی خواهد بود. ارزشهای بیگانه ممکن است از طریق دوستان، دشمنان و یا وسایل ارتباط جمعی تبلیغ شوند و نیروهای مومن و وفادار داخلی را مجذوب ارزشهای ساختگی و غیروطنی خواهد کرد. ‏
اما با بسترسازی و آموزش در خور شأن جوانان می‌توان ورود هر گونه ارزش‌های بیگانه را گرفت. نبرد نابرابر ارزشها زمانی به نفع نیروهای انقلابی رقم خواهد خورد که جبهه نیروهای مومن به انقلاب، بسترسازی لازم و اهرم‌های باز دارنده را از قبل مهیا کرده و نخبگان وسایل و ابزارهای لازم را برای مبارزه پیش بینی کرده باشند. حفظ اصول و آرمانها، اصلی ترین عنصر بازدارنده رقیبان است و نباید از توان و ظرفیت بازدارنده فرهنگ بومی غافل شویم. ‏

2- شکاف اقتصادی ‏
شکاف اقتصادی مهمترین چالش حکومت‌ها از گذشته تاکنون بوده است و مقوله اقتصادی در دو بعد داخلی و خارجی قابل بحث و پیگیری است. از لحاظ داخلی هزینه فزاینده خانواده و کاهش قدرت خرید، بیکاری، کسری بودجه، رشد اقتصادی آرام، پایین بودن نرخ رشد اقتصادی موجب آسیب پذیری قشر کم درآمد و فقیر جامعه خواهد شد. ‏
از بعد خارجی شکاف بین کشورهای فقیر و غنی، کمبود سرمایه لازم در این کشورها، پایین بودن نرخ تولیدات داخلی عرصه را بر استقلال داخلی کشورها تنگ خواهد کرد. ‏
مقوله فقر و مشکلات اقتصادی خطر جدیدی برای سلامت حکومت تلقی می‌شود و توجه به اثرات منفی آن نکته مهمی است که باید در طرح‌ها و برنامه‌های کوتاه مدت لحاظ شود. ‏
کشور ما علیرغم پتانسیل فراوان مانند جمعیت جوان و کارآمد، وسعت مناسب در امر کشاورزی، موقعیت سوق الجیشی در امر تجارت به رشد و توسعه بالایی دست نیافت. قطبی شدن جامعه به شکاف‌های اجتماعی دامن زده و موجبات بوجود آمدن گروههای مختلف از قبیل بالاشهری و پایین شهری، فقیر و غنی، روشنفکر و متحجر خواهد شد. ‏
کشور ما نیازمند بستر سازی لازم در زمینه اجرای عدالت اقتصادی توزیع درست و عادلانه ثروت‌ها، شایسته سالاری و بکارگیری نیروهای متخصص، کارآمد و متعهد در تمام زمینه‌ها است و اگر بخصوص در این حوزه کوچکترین مسامحه‌ای صورت گیرد در بلندمدت دچار چالش خواهیم شد. ‏
3- کاهش همبستگی اجتماع
امیل دورکیم در نظریه همبستگی اجتماعی اخلاق را حافظ نظم و همبستگی در جامعه معرفی کرد و فروپاشی بافت اخلاقی و همبستگی جامعه را نوعی آنومی می‌داند و از میان رفتن امنیت و دلبستگی سنتی و عدم‌پیدایش همبستگی اخلاقی جدید و فردگرایی افراطی در جامعه زمینه اصلی زوال را فراهم می‌کند. ‏
بنابراین از دیدگاه دورکیم جامعه همواره درگیر میان نیروهای همبستگی ( وجدان جمعی) و نیروهای گسسته است و در هر زمان احتمال پیروزی یکی بر دیگری وجود دارد. زمانی که نیروهای همبستگی بر نیروهای از هم گسسته فائق شوند، جامعه به سمت نوعی رفتارجمعی درست حرکت خواهد کرد. از دیدگاه تالکوت پارسوتر، چهار عامل دارای انسجام و همبستگی هستند :
‏1- ارزش هایی که موجد حس جمعی در جامعه هستند. ‏
‏2- هنجارهایی که قواعد رفتار می‌باشد. ‏
‏3- نقش‌هایی که ساختارهای مختلف اجتماعی را تشکیل می‌دهند. مانند: نقش اقتصادی، سیاسی و... ‏
‏4- تجمعات ‏با توجه به این دیدگاه کاهش همبستگی اجتماعی در هر سطوح از جامعه عامل تهدید‌کننده بالندگی یک ملت می‌شود.
حضرت امام‌(ره) در تمام سخنرانی هایش مسئله همبستگی ملی و لزوم وحدت را برای تداوم انقلاب تأکید داشتند و ابن خلدون اندیشمند مسلمان مهمترین عامل اعتلا و برتری یک ملت و تمدن را عصبیت می‌داند و عصبیت در حکم رشته مشترکی، خانواده ملت را به هم پیوند می‌دهد. ‏

4- نادیده انگاشتن مطالبات مردم ‏
از جمله مولفه هایی که در تمام انقلابات و جنبش‌های مردمی در سرتاسر تاریخ به چشم می‌خورد مطالبات و خواسته‌های مردم است، طبق منحنی «جی دیویس» زمانی که میان توانایی و برآوردن مطالبات مردم فاصله غیرقابل تحمل بوجود بیاید انقلاب رخ می‌دهد. روند نوسازی در رژیم گذشته نقطه عطف افزایش انتظارات در ایران بود که بعدها با افزایش قیمت نفت و میزان برخورداری عمومی از این روند افزوده می‌شود.
ولی در پایان دهه پنجاه بناگاه به دلایلی مانند کاهش بهای نفت، زمستان معتدل در اروپا و کاهش تقاضای نفتی دچار نوعی رکود شد. این تئوری می‌تواند در روشنگری برخی زمینه‌های نارضایی مورد استفاده قرار گیرد. ‏ امروزه باید سقف مطالبات مردمی و میزان توانایی خود را در پاسخگویی به خواسته‌ها مورد ارزیابی منطقی قرار دهیم تا رضایت عامه مردم را جلب نمائیم. کارگزاران حکومت باید بین مطالبات و خواسته‌های جامعه و میزان توانایی دولت در برآوردن آن نیازها پلی ارتباطی برقرار نمایند، در غیر اینصورت عدم‌تعادل بین آن دو چالش فراوانی برای کشور ایجاد می‌نماید. ‏

5- تهدیدهای خارجی ‏
از بدو پیروزی انقلاب تاکنون همواره با تهدیدهای بزرگ از سوی قدرت‌های درجه اول مواجه بوده‌ایم. ولی در دهه اخیر حضور آنها و حتی میزان وشدت تهدیدات آنها دوچندان شد. ‏

6- کاهش وفاق ملی
وفاق به مثابه سرمایه اجتماعی بسیار با ارزش بوده و پایه نظام سیاسی و ساختار اجتماعی و امنیتی جامعه را تشکیل می‌دهد. وفاق، جوهره و اساس نظم و روابط اجتماعی در مقابل بی‌ثباتی است. بدون وفاق ملی انسجام اجتماعی با مخاطرات و پیامدهای منفی روبرو می‌شود و احتمال حضور بیگانه در تمام عرصه‌های اجتماعی و سیاسی یک ملت می‌رود. ‏
رشد و توسعه یافتگی یک ملت در فرهنگ، سیاست و اقتصاد مرهون وفاق در همبستگی ملی است. حضرت امام در تمام سخنرانی‌هایشان ملت را به وحدت کلمه دعوت می‌کردند و مهمترین عامل تهدیدکننده بالندگی یک ملت را کاشتن بذر نفاق و کینه در سینه‌ها، پشت کردن به یکدیگر، ترک یاری همنوعان و تبدیل الفت و محبت به پراکندگی و تفرقه می‌دانست. ‏ با توجه به وضعیت موجود و پیچیدگی و تنوع روابط و مناسبات جهان که تمام برنامه‌های داخلی را دگرگون و تحت تأثیر قرار داده باید وفاق همدلی را گسترش دهیم و شرایط حضور گسترده اقشار و گروههای اجتماعی را مهیا کرده و به مطالبات آنها تا سر حد امکان پاسخ منطقی دهیم. ‏

7- عدم چرخش نخبگان ‏
انقلاب در مقطعی از زمان قرار گرفت که فشارهای تبلیغاتی و سخن پراکنی در سطوح مختلف برای ایجاد فاصله طبقاتی و گسست مردم از حکومت و ایجاد نوعی نارضایتی در جامعه بی وقفه ادامه دارد. ‏
امروز کشور ما در یک مقطع تاریخی دیگر واقع شد که فشارهای تبلیغاتی و جنگ روانی از سوی دشمن در سطوح مختلف با جلب افکار عمومی و گسست مردم از حکومت و ایجاد نوعی نارضایتی در جامعه بی وقفه انجام می‌شود. در این موقعیت حساس حضور نیروهای خلاق و نوآور در تمام بخش‌ها و سیستم‌های اداری می‌تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. ‏
با حضور نخبگان جوان و کارآمد و حرکت به سوی اندیشه نو در علوم‌اجتماعی و تولید علم در کشور و حضور دانشگاهیان و توجه به مسائل ملی و بین المللی و پافشاری در اتخاذ برنامه متناسب اقتصادی به منظور شکستن رکود اقتصادی و رشد ثروت و منابع انسانی در چارچوب عدالت اجتماعی و تهیه و برآورد اولویت‌ها و احتیاجات اولیه و برداشت صحیح و ارزیابی درست از محیط و مناسبات جهانی می‌تواند ما را از هر گونه آسیب جدی دور بدارد.

 عباسعلی‌طالبی- سايت آرمان