آسيب شناسي ديني (Religious pathology)


اصطلاح آسيب شناسي در همه رشته هاي علوم اعم از کاربردي، پايه، تجربي، طبيعي و انساني به کار گرفته شده است. آسيب شناسي در زمينه مسائل روان شناختي، تربيتي و يا فرهنگي اصولا به مطالعه و بررسي دقيق عوامل زمينه ساز، پديدآورنده و يا ثبات بخش رواني فيزيولوژيکي، بيولوژيکي، تربيتي و فرهنگي آفات و آسيب هاي موجود در آن زمينه مي پردازد. هدف اصلي از چنين مطالعاتي تکميل و تامين فرآيندهاي مناسب براي دفع يا رفع آفات و آسيب هامي باشد. مثلا آسيب شناسي در علم پزشکي به بررسي بافت هاي آسيب ديده و عوامل و علل بروز آسيب به بافت مي پردازد و تاثير آن را بر بافت هاي ديگر و همچنين ساير اعضاي بدن بررسي مي کند و در نهايت رهيافت و پيشنهادي براي درمان فرد آسيب ديده به پزشک ارائه مي کند و يا در آسيب شناسي دروس پايه، کارشناس و يا متخصص مسائل دروس پايه، عوامل آسيب رسان و آفت زايي را که موجب افت دانش آموزان و دانشجويان در آن دروس مي شود را مورد مطالعه قرار مي دهد و به بررسي ميزان آسيب رساني عوامل مزبور مي پردازد و رهيافت علمي مناسبي را در جهت تقويت يادگيري اين دروس ارائه مي نمايد. کاربرد اصطلاح آسيب شناسي در علوم انساني نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است. با نگاهي به فرهنگ واژگان در کتب مختلف مي توان مفاهيم زير را براي اصطلاح آسيب شناسي استخراج نمود. آسيب شناسي در علم پزشکي اصطلاحي است که به حالت آسيب مند سلول هاي زنده اشاره دارد. در اين حالت سلول ها به علت رشد بي رويه يا دلايل ديگر حيات موجودات زنده را در معرض خطر قرار مي دهند. اين اصطلاح به معني دانش شناخت بافت هاي آسيب ديده در بيماريها نيز به کار گرفته شده است. به عبارت ديگر در پزشکي به فرآيند علت يابي بيماري ها آسيب شناسي اطلاق مي شود. اين اصطلاح علاوه بر علوم پزشکي در علوم انساني و علوم اجتماعي نيز به کار رفته است و در بحث انحرافات اجتماعي و کجروي ها به مطالعه بي سازماني ها درمان آنان و همچنين شرايط بيمارگونه و نابهنجار اجتماعي مي پردازد (1.) به بيان ديگر در مشابهت کالبد انساني با کالبد جامعه طبق نظريه اندام وارگي جامعه مي توان آسيب شناسي اجتماعي را مطالعه و ريشه يابي بي نظمي هاي اجتماعي تعريف نمود (2.) به عنوان نمونه آسيب شناسي خانواده مسئوليت شناخت بيماري هاي خانواده را برعهده دارد (3.) بر اساس تعريف فرهنگ پيشرفته آکسفورد، آسيب شناسي، مطالعه علمي آسيب ها، بيماري ها و اختلالات است. آسيب شناسي، موقعيتي و يا حالتي زيست شناختي است که در آن يک ارگانيزم از عملکرد صحيح و يا مناسب منع شده است (4.)
1- آسيب شناسي ديني: آسيب شناسي اصطلاح جديدي در حوزه انديشه ديني است و به مفهوم شناخت آسيب ها و اشکالاتي است که به اعتقادات و باورهاي ديني و يا به آگاهي و معرفت ديني و علمي در يک جامعه ديني وارد مي شود و يا ممکن است وارد بشود.
شايد بتوان مدعي شد که شهيد مطهري اولين کسي بود که اصطلاح آسيب شناسي ديني را وارد حوزه انديشه ديني کرد (5.) از اينرو بررسي و شناخت اموري که با اصل دين و معرفت ديني در تضاد و متعارض مي باشد و به دين ضربه مي زند و عاملي است که براي بي ديني را مي توان آسيب شناسي ديني به معناي اخص کلمه ناميد و به عبارت ديگر شناخت مفاهيم و نگرش هايي که منجر به عمل غيرديني دينداران مي شود در آسيب شناسي نگرشي (معرفت ديني) مي گويند (6.) قابل تذکر است که آسيب هاي ديني مي تواند عوامل و منشا هاي گوناگون داشته باشد ولي مجموع آنها در دو بعد ظهور پيدا مي کنند. بعد اول مربوط به عقايد و معرفت دين شناسان و يا مدعيان دين شناسي و بعد ديگر مربوط به عمل و رفتار دينداران و متظاهران به دينداري مي باشد (7.)
2- آسيب شناسي فرهنگ ديني: آسيب شناسي فرهنگ ديني به بررسي آفات و آسيب هايي مي پردازد که رنگ و لعاب ديني دارند و عناصر شکل دهنده سازنده ديني را تحت تاثير خود قرار داده اند و مانند غباري روي حقيقت و گوهر دين را پوشانده اند. آسيب ها صرف نظر از ميزان تخريب و خسارتي که به مسائل و باورهاي ديني افراد وارد مي سازند و مسائل روبنايي فرهنگ ديني را مورد هجوم قرار مي دهند آنچنان در متن فرهنگ ديني جامعه نفوذ مي کنند که از درون هسته مقاومت افراد را در برابر مفاسد، خرافات و باورهاي ديني غلط تضعيف مي کنند اين قبيل کنش ها به مرور زمان نهادينه شده، حکم آداب و سنن ديني پيدا مي کنند، در نتيجه به استحاله فرهنگ ديني اصيل و رايج در جامعه پرداخته و سرانجام منجر به شکل گيري فرهنگي از نوع جديد مي شوند که با فرهنگ اوليه و اصيل تفاوت بسيار دارند. خطر کم رنگ شدن ارزش هاي والاي فرهنگ ديني و يا حتي خطر تخريب و تضعيف بخش اعظمي از آن ممکن است از درون جامعه متوجه ساختار فرهنگي آن شود و در برابر ارزش هاي وارداتي فرهنگ بيگانه سست و تضعيف گردد. به هر حال بايد گفت که فرهنگ ديني يک جريان مستمر در طول تاريخ حيات بشريت است که همراه بشر از نخستين روزحيات تا پايان آن خواهي ماند. رمز جاودانگي اين فرهنگ را بايد در فطرت (8) و درون افراد جامعه جستجو نمود. امروزه اگر بحث از آسيب شناسي فرهنگ ديني به ميان مي آيد به اين معنا نيست که اين فرهنگ از درون داراي نقص و عيب بوده است و اکنون اين نواقص و عيوب هويدا گرديده اند؛ بلکه به اين معناست که در اثر اهمال و سهل انگاري متوليان اين فرهنگ آسيب هايي به بدنه و پيکر آن وارد شده است. لازم به ذکر است موضوعاتي چون تهاجم فرهنگي و استحاله فرهنگي بي ارتباط با موضوع آسيب شناسي فرهنگ ديني نيست. هرچند دقيقا محتوا و متدلوژي واحدي را دنبال نمي کنند. چنانچه بخواهيم ارتباط اين مفاهيم را روشن سازيم بايد بگوييم که تهاجم فرهنگي ثمره بروز و شيوع اين دسته از آسيب هاست حلقه تهاجم فرهنگي ضمن احاطه تدريجي بر قانون فرهنگ جامعه اسلامي رفته رفته سايه ويرانگر خود را به ساختار ديني و فرهنگي آن مي گستراند و در نتيجه پيکره جامعه اسلامي را آسيب پذير مي سازد. اين امر در مرحله نخست موجب انتشار آسيب ها و آفات فرهنگي در فضاي جامعه مي گردد و سرانجام به استحاله فرهنگي مي انجامد (9.)
3- موضوعات آسيب شناسي ديني در آسيب شناسي ديني موضوعات زير را مي توان مورد بحث و بررسي قرار داد.
1-3 آسيب شناسي عقايد ديني: شناخت آسيب ها و آفاتي است که به اصل اعتقاد و باور ديني زيان مي رساند مانند تحريف، خرافه، هدف قرار دادن دين به جان واسطه قراردادن آن، انتساب دروغ به خدا و حضرت رسول (ص.) هدف در اين نوع آسيب شناسي شناخت آسيب ها و آفاتي است که به معرفت آدميان از دين زيان مي رساند. اين آسيب ها و آفات در برخي موارد معطوف به روش هاي فهم از دين است. همچون عقل گرايي محض، اخباري گري، عملگرايي. در واقع در اين حالت بسياري از مفاهيم ديني معناي درست و حقيقي خود را از دست داده و معناي ديگري به خود مي گيرند.
2-3 آسيب شناسي معرفت دين شناسان: برداشت و فهم غلط دين شناسان از دين و مفاهيم ديني که منجر به عمل غيرديني دينداران مي شود. به ديگر سخن در معرفت کساني که مدعي شناخت دين و معرفي آن هستند مداقه شده و خطاها و اشتباهات آنها کشف مي شود. به عنوان مثال مي توان با مواردي مثل الحاق زوايد به دين، بحث جدايي دين از سياست، خرافات و مغفول ماندن پاره اي از معارف ديني اشاره کرد.
3-3 آسيب شناسي جامعه ديني: شناخت آفات و آسيب هايي که ممکن است يک جامعه ديني (به جهت داشتن ماهيت ديني) بدانها مبتلا شود. آفاتي همچون زهدگرايي، تست گرايي منفي، سالوس بازي، توجه به ظاهر دين و ...
4-3 آسيب شناسي دينداري: شناخت آسيب و موانعي که در عمل موجب گريز دين باوران به خصوص نسل جوان و تحصيل کرده از دين مي شود. در اين موارد مي توان به مفاسد اخلاقي اشاره کرد که مي تواند افراد يک جامه به ويژه جوانان را از دين و معنويت باز دارد.
5-3 آسيب شناسي نهادهاي ديني: شناخت آسيب ها و آفاتي که دامنگير نهادهاي ديني همچون حوزه هاي علميه و ... شده است. علما و حوزه ها بايد با زمان پيش بروند. همواره با تحول ايام، انسان ها و جوامع نيز متحول مي شوند و اين تحول سئوال هاي تازه اي را فراروي دين قرار مي دهد و از آن پاسخ تازه اي مي طلبد. اگر علما و مفسران ديني نتوانند به سئوالات نسل جديد و شبهات عصر جديد پاسخ مناسب دهند و نسل جديد پاسخ سئوال هاي خويش را در مکتب هاي فکري ديگري بيابد طبيعي است که از دين دست کشيده و به سوي مکتب هاي بشري روي مي آورد. لذا بر حوزه هاي علميه و عالمان ديني فرض است که با اجتهادي پويا در همه زمينه هاي فلسفي، کلامي، فقهي و قرآني اسلام را متناسب با نيازهاي بشر امروز ارائه نموده و با نگاهي عالمانه به استقبال سئوالات و شبهات جديد بشتابند (10.) همانطور که در سطور قبل اشاره شد استاد مطهري از نخستين افرادي است که در زمينه آسيب شناسي ديني فعاليت نموده است. به نظر استاد اين مهم در دو مرحله ميسر است” ... وقتي عرض مي کنم که طرز تفکر مسلمين در عصر حاضر درباره اسلام آسيب ديده است مربوط به تلقي ما مسلمانان از اسلام است ما اگر بخواهيم اين طرز تفکر را بررسي کنيم بايد مثل طبيبي که بيماري را بررسي مي کند، بررسي کنيم. اولين کار طبيب اين است که او را تحت معاينه قرار مي دهد، سوابقش را مي پرسد، عوارضي که الان دچارش هست، مي پرسد و همه کوشش اين است که در درجه اول بيماري اش را تشخيص بدهد پس از آن در مقام معالجه برمي آيد (11.) بنابراين در نظر استاد دو مرحله اساسي تصحيح نگرش هاي آسيب ديده ديني عبارتند از مرحله شناخت و مرحله درمان.
منابع و مآخذ:
1- ر.ک. فرمهيني فراهاني، محسن، فرهنگ توصيفي علوم تربيتي.
2- رجب زاده، زهرا، گذري بر آسيب شناسي جامعه اسلامي، ص .5
3- ر.ک. بريجانيان، ماري، فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعي، ويرايش بهاءالدين خرمشاهي.
4- فرمهيني فراهاني، محسن، محمدجواد ابوالقاسمي، آسيب شناسي توسعه فرهنگ ديني، ص 37- 36
5- دژکام، علي، معرفت دين، ص 97
6- انصاريان، زهير، راه کارهاي استاد مطهري در تصحيح نگرش هاي آسيب ديده ديني، روزنامه رسالت، 12/2/85، ص 17
7- دژکام، علي، همان، ص 98
8- ر.ک. مطهري، مرتضي، فطرت
9- فرمهيني فراهاني، محسن، همان، ص 39- 38
10- ر.ک. فرمهيني فراهاني، محسن، همان ص 40
دژکام، علي، همان، ص 100- 98
11- مطهري، مرتضي، حق و باطل، ص 94