اعتياد
اعتياد به مواد مخدر ، به عنوان نابساماني اجتماعي ، پديده اي است که آن را " بلاي هستي سوز " نام نهاده اند؛ زيرا ويرانگري هاي حاصل از آن زمينه ساز سقوط بسياري از ارزش ها و هنجارهاي فرهنگي و اخلاقي مي گردد و سلامت جامعه را به مخاطره مي اندازد و هر سال اين بلاي خانمان برانداز، قربانيان بي شماري را در آغوش سرد خاک مي افکند.
اعتياد به مواد مخدر تقريباً پديده نوظهوري است که از عمر آن شايد بيش از صد و پنجاه سال نمي گذرد. البته مصرف مواد مخدر و حتي عادت و نيز استعمال تفنني بدان ، تاريخي طولاني دارد . ليکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثير فراوان بر جنبه هاي متفاوت زندگي اجتماعي انسان ها ، توجه بسياري را به خود جلب کرده است.
اعتياد چيست؟
اعتياد را به عادت کردن ، خوگرفتن ، خوگرشدن ، و خود را وقف عادتي نکوهيده کردن معني نموده اند. به عبارت ديگر ، ابتلاي اسارت آميز به ماده ي مخدر که از نظر جسمي يا اجتماعي زيان آور شمرده شود ، اعتياد نام دارد . اصطلاح اعتياد به سهولت قابل تعريف نيست ، اما عواقب آن به صورت هاي مختلف نظير کم شدن تحمل و وابستگي شديد هويدا مي شود .
در طب جديد به جاي کلمه ي اعتياد ، وابستگي به دارو به کار مي رود که داراي همان مفهوم ولي دقيق تر و صحيح تر است . مفهوم اين کلمه اين نيست که انسان بر اثر کاربرد نوعي ماده شيميايي از نظر جسمي و رواني به آن وابستگي پيدا مي کند، به طوري که بر اثر دستيابي و مصرف دارو ، احساس آرامش و لذت به او دست مي دهد؛ بلکه به اين معناست که فرد با نرسيدن دارو به خماري ، دردهاي جسماني و احساس ناراحتي و عدم تأمين دچار مي شود.
سازمان بهداشت جهاني ، ماده ي مخدر را اين گونه تعريف مي کند: " هر ماده اي که پس از وارد شدن به درون ارگانيسم بتواند بر يک يا چند عملکرد از عملکردها تأثير بگذارد ، ماده ي مخدر است." اين تعريف مصرف کنندگان مواد مخدر را افرادي غير طبيعي و منحرف مي داند و براساس آن مخدرهايي نظير توتون و مشروبات الکي و همچنين مخدرهاي غيرقانوني مانند هروئين و ال . سي . دي را در بر مي گيرد .
معتاد کيست؟
"معتاد کسي است که بر اثرمصرف مکرر و مداوم، متکي به مواد مخدر يا دارو شده باشد، "يا به عبارت ديگر" قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر، معتاد شناخته مي شود."
از نظر آسيب شناسي ، هر دارويي که پس از مصرف چنان تغييراتي را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعي قابل قبول و پذيرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسيت يا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسي که چنين موادي را مصرف مي کند معتاد شناخته مي شود.
بنابراين ، معتاد به کسي مي گويند که در نتيجه ي استعمال متمادي دارو در بدن وي حالت مقاومت اکتسابي ايجاد شده ، به شيوه اي که استعمال مکرر آن موجب کاسته شدن تدريجي اثرات آن مي گردد. از اين رو، پس از مدتي شخص مقادير بيشتري از دارو را مي تواند بدون بروز ناراحتي تحمل کند و در صورتي که دارو به بدن وي نرسد، اختلالات رواني و فيزيکي در او ايجاد مي شود.
انواع اعتياد :
با توجه به تعريف اعتياد که قبلاً به آن اشاره شد، انواع اعتياد را مي توان به دو گروه تقسيم کرد:
1- اعتياد مجاز: به وابستگي و تداوم در مصرف موادي که به عنوان دارو شناخته شده و به طور طبيعي يا مصنوعي به دست مي آيد، اعتياد مجاز مي گويند که معمولاً شامل بسياري از مواد است که با تجويز پزشک يا اغلب خودسرانه مصرف مي شود. اعتيادهاي مجاز به نوبه خود به دو دسته تقسيم مي شوند.
الف) اعتياد به مواد مخدر طبيعي و مصنوعي که به عنوان دارو شناخته مي شوند.
ب) اعتياد به موادي مانند تنباکو، سيگار و نظاير آن که تنها از ديدگاه رواني عادت آور است و تداوم مصرف را ايجاد مي کند.
2- اعتياد غير مجاز: وابستگي فرد به مصرف هميشگي مواد مخدر و بهره گيري ازعواملي که بنا بر قوانين کشوري يا بين المللي ( شرعي و مدني ) غيرقانوني شناخته مي شود، اعتياد غير مجاز مي گويند. اين امر در نتيجه ناپسند بودن مظاهر اعتياد از ديدگاه شرعي ، پزشکي ، بهداشتي ، رواني و اجتماعي ، غير مجاز تلقي مي شود.
فرايند اعتياد :
اعتياد به هر شکلي که باشد، معمولاً طي يک فرايند سه مرحله اي انجام مي گيرد، اين مراحل عبارت اند از:
1- مرحله آشنايي: در اين مرحله شخص در اثر مسامحه يا تشويق ديگران يا ميل به انجام يک کار تفريحي يا کنجکاوي يا علل ديگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا مي شود.
2- مرحله ميل به افزايش مواد: در اين مرحله ، بدن هر روز به مواد بيشتري نياز پيدا مي کند و بعد از مدت ها استفاده نامرتب از موادمخدر، شخص دچار شک و ترديد شده، براي رهايي از آن با اميال خود دست به مبارزه مي زند.
3- مصرف اعتياد( بيماري): در اين مرحله، بعد از شک و ترديد و شايد مدتي ترک اعتياد ، شخص سرانجام به مرحله اعتياد واقعي مي رسد که اگر مواد مخدر ، کم يا بدون رعايت ترتيبات لازم ناگهان قطع شود عوارض جسماني و رواني در او ايجاد مي شود.
مصرف هروئين به سرعت موجب اعتياد مي شود. ترياک پس از مصرف دارو و حدود يک ماه متوالي به چنين مرحله اي مي رسد. اما اعتياد به الکل مستلزم مصرف آن به مدت طولاني تر است.
شخصيت معتاد:
شخصيت فرد به ساختار رواني او بستگي دارد. شخصيت با توجه به برخي عوامل ساختاري ثابت، که با پايان بلوغ براي هميشه شکل مي گيرد، تعريف مي شود و فرد خواه بيمار باشد خواه سالم، ساختار بنيادي شخصيتش هرگز تغيير نمي کند.
بين شخصيت و اعتياد رابطه متقابل وجود دارد ؛ يعني فرد به علت وضع خاص شخصيتي و نيازها و شکست ها، ناتواني در برخورد با مسائل و ناکامي در زندگي، عدم ثبات عاطفي و ناملايمات ديگر به اعتياد رو مي آورد و اعتياد نيز به نوبه خود موجب از بين رفتن انسجام رواني و هيجاني شخص مي شود. بدين ترتيب بين اعتياد و شخصيت ، دور باطلي ايجاد مي گردد که مبارزه با آن مستلزم تغيير شرايط بيروني و دروني، يعني ايجاد اراده و روحيه اي قوي و آسيب ناپذير است و بالاخره، به دليل فساد بافت هاي مغزي که از مصرف مواد مخدر به وجود مي آيد، شخص کنترل حرکات خود را از دست داده، آمادگي آسيب رساني به خود و ديگران را پيدا مي کند. از اين رو، به موازات افزايش معتادان، سرقت ها و انحرافات اجتماعي و اخلاقي نيز روز افزون مي شود.
شناخت شخصيت و ويژگي هاي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن، از اهميت ويژه اي برخوردار است. اعتياد دگرگوني هايي در خلق و خوي معتاد به وجود مي آورد که از احوال ظاهريش مي توان بدانها پي برد.
تشخيص معتاد:
معمولاً خود معتاد اعتراف مي کند که معتاد است و نياز به ماده مخدر دارد . با اين حال ، برخي تغييرات رواني ، اجتماعي و رفتاري مي تواند ما را در شناخت" معتاد" ياري دهد. در زير به چند مورد از اين تغييرات اشاره مي شود:
-1معتاد داراي ظاهري ضعيف ، فرتوت و پژمرده رنگ ، چهره تيره و کدر، دندان هاي پوسيده و زرد رنگ است.
2- تنگ بودن مردمک چشم، احتمال اعتياد را مي رساند، ولي نشانه اي قطعي نيست.
3-وجود دوره هاي بي قراري ، تحريک پذيري و عصبانيت و اضطراب که تقريباً به طور ناگهاني جاي خود را به سرخوشي و رضايت آشکار و آرامش مي دهد.
4-تمايل به کناره گيري از بستگان به ويژه والدين ، برادر و خواهر و اشتياق به افزايش معاشرت با دوستان مشکوک و جديد.
5- تغيير ساعات خواب ، دير خوابيدن در شب و دير بيدار شدن در صبح.
6- بالا رفتن هزينه هاي شخصي و درخواست مکرر پول از والدين و ديگران.
7- بستن در اتاق به روي خود براي مدت طولاني تا تغيير احوالش بر ديگران معلوم نشود.
8- بي توجهي به ظاهر خود و داشتن موهاي ژوليده و لباس هاي کثيف و افزايش رفت و آمدهاي ظاهراً بي مقصد و مشکوک.
9- خواب آلوده و افسرده بودن همراه با شادابي بسيار زودگذر.
10- بيش از حد معمول در دستشويي بودن.
11- پرگو و ياوه گو شدن، دروغ گويي و دادن وعده هاي بي اساس.
12- استعمال داروهاي ويژه اعصاب يا نيروبخش و خواب آور و پيدا شدن وسايل مشکوک استعمال مواد مخدر در محيط زندگي معتاد.
13- بي توجهي، بي علاقگي و بي تفاوتي نسبت به کار و گريزان بودن از انجام کارهاي بدني، به ويژه ورزش.
عوارض اعتياد :
ويژگي شخصيتي معتادان را که در واقع از عوارض اعتياد ناشي مي شود، مي توان به شرح زير طبقه بندي کرد:
الف) عوارض جسماني :
اگر مصرف روزانه معتاد متوقف گردد و از ده تا دوازده ساعت تجاوز کند، به عوارض جسمي و ناراحتي هاي عصبي، اضطراب ، بي قراري، عطسه، ريزش مکرر آب از بيني و چشم، ناراحتي عضلاني شديد در ستون فقرات، دل درد و دل پيچه، بي اشتهايي، استفراغ مکرر، لاغر شدن و کم شدن وزن مبتلا مي گردد.
آثار زيان آور ترياک و مواد مخدر:
1- ترياک و مشتقات آن دندان ها را کثيف و آسيب پذير کرده ، مخاط دهان را ملتهب مي سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقي مي گردد.
2- ورود مرفين يا هروئين به بدن کار دستگاه عصبي را در سطوح مختلف تغيير مي دهد و در صورت تداوم، دستگاه آن را به بدکاري مزمن و دايمي سوق مي دهد.
3- مواد افيوني موجب تنبل شدن کبد گرديده، راه ريختن صفرا به روده را منقبض و تنگ مي کند و چون ترشحات پانکراس به خوبي در روده ها نمي ريزد، يرقان ايجاد مي شود و اثرات ناگواري بر دستگاه گوارش دارد.
4- کليه در اثر مصرف مواد مخدر دچار ورم يا نفريت مي گردد و اين اثرات منجر به تکرار ادرار از يک سو و اشکال در دفع ادرار و يا ادرار توأم با درد از سوي ديگر مي شود.
5- استعمال مواد مخدر سبب کم يا متوقف شدن ميل جنسي مي شود. زنان معتاد خيلي زود نازا مي شوند و در زمان بارداري با احتمال سقط جنين مواجه خواهند بود.
6- مواد مخدر، تارهاي صوتي حنجره را تحريک کرده، به التهاب مزمن مي انجامد و در نتيجه آهنگ صوتي معتاد غير طبيعي مي شود . به علاوه گاه بيماري برنشيت مزمن و آسم را در پي داشته، ريه ها به محيط سازگاري براي بروز سل تبديل مي شوند.
7- چنانچه دود ترياک ريه را پر کرده ، باعث شود که اکسيژن لازم به خون نرسد تپش قلب، تنگي نفس، و دَوَران سر ايجاد مي شود.
8- از عوارض ديگر مي توان خشکي پوست، قرمز شدن، بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شکننده شدن ناخن ها و به طور کلي ضعف عمومي را نام برد.
ب) عوارض رواني:
معتاد فاقد تعادل رواني است و لاابالي گري، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسليم شدن در برابر پيشامدها ، ضعف اراده، بي توجهي به مسئوليت هاي فردي و اجتماعي، از خصوصيات رفتاري شخص معتاد است.
معتادان از لحاظ عاطفي نابالغ، عصيانگر، بي قرار و داراي احساسات خصومت زا هستند. همچنين اينان افرادي مضطربند که احساس بي کفايتي و تنهايي مي کنند.
ج) عوارض اجتماعي:
معتادان نه تنها مولد و سازنده نيستند، بلکه مصرف کنندگاني هستند که غير از ضرر اجتماعي ، هنري ندارند. فرد معتاد نسبت به اعضاي خانواده خود احساس مسئوليت نمي کند. موقعيت اجتماعي او متزلزل است ، به ديگران اعتماد ندارد و برآوردن نيازهاي خود را مقدم بر ديگران مي داند. روابط اجتماعي معتاد بسيار سطحي و تصنعي بوده، به ندرت مي تواند پيوندهاي مستحکم عاطفي و وفاداري و تعهد داشته باشد. چنين فردي فقط براي کسي که بتواند براي او مواد مخدر تهيه کند ، اهميت قائل است.
ارتکاب جرايمِ معتادان به علت ضعف روابط انساني هر روز بيشتر مي شود وبه همين دليل اعتماد عمومي و اهميت اجتماعي به خطر مي افتد. زيرا اکثر معتادان ناگزير براي تأمين مواد مخدر به راه هاي نادرست نظير دزدي، تجاوز به ديگران و آدمکشي روي مي آورند.
علل و زمینه های گرایش به اعتیاد و راه های پیشگیری از آن
طبق تحقیقات کارشناسان امور اجتماعی و روان شناسان ، علل و انگیزه های گرایش به اعتیاد بسیارند و ما در اینجا به اجمال به برخی از آنها اشاره می کنیم .
1- بلوغ و نوجوانی
دوران بلوغ و نوجوانی یکی از حساس ترین دوره های زندگی به شمار می رود. در این دوره ی سنی خصوصیاتی از قبیل تشخص طلبی ، اعلام استقلال ، مخالفت جویی ، خودنمایی ، تبعیت از گروه های مرجع و ده ها صفت دیگر بروز می کند. دوره جوانی زمان بحران و شورش است. جوان با دارا بودن ویژگی خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه اغلب به بیراهه کشیده می شود.
نتایج بررسی ها نشان می دهد که نوجوانان و جوانان ، بیشتر از گروه های سنی دیگر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند.
2- اختلافات خانوادگی و تضاد و کشمکش بین والدین
درگیری های خانوادگی بین والدین موجب می شود که فرزندان از مراقبت و کنترل لازم برخوردار نباشند. این وضعیت و فضای نامناسب و نامساعد خانوادگی و عدم صمیمیت بین افراد خانواده موجب می گردد که فرزندان چنین خانواده ای برای خود دوستانی بیابند و با اهمال وغفلتی که در پرورش آنها شده، به سوی اعتیاد سوق داده شوند.
3- دوستان ناباب و معتاد
برخی از افراد سست عنصر و بی اراده وقتی می بینند دوستانشان با مصرف مواد مخدر نگرانی ها و گرفتاری های روحی خود را " خاموش می کنند " ، و حالت" آرامش " و" شادی موقتی" به دست می آورند، از روی کنجکاوی ترغیب می شوند تا با چند بار مصرف ، حالتی مانند آنان به دست آورند. اما همین گرایش موقت موجب اعتیاد می گردد و یک عمر بدبختی و پشیمانی را در پی می آورد.
4- نابسامانی های زندگی و بیکاری
بیکاری و فرار از مشکلات زندگی و عدم توانایی فرد در روبرو شدن با مسائل اجتماعی از دیگر عواملی هستند که موجب می شوند شخص، مواد مخدر را پناهگاهی برای خود تلقی کند و به آن پناه ببرد.
5- تنهایی، احساس بی پناهی، نداشتن دوستان خوب
تنهایی و بی کسی و شکست های اجتماعی و نداشتن دوستانی صالح، امین، دلسوز و مهربان نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد.
6- فشارهای عصبی و روانی
در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورد. مشکلات و نیازهای روانی و عاطفی برآورده نشده و عوامل نامساعد و ناراحت کننده ی زندگی ، شخص را به طرف مواد مخدر سوق می دهد.
7- لذت های نفسانی زودگذر
گروهی نیز با تصوری نادرست برای پیدا کردن آرزوهای گمشده خود به مصرف مواد مخدر روی می آورند و آن را منبع لذت و خوشحالی و رفع نیازمندی های خود می پندارند.
8- فراوانی و در دسترس بودن مواد مخدر
نمی توان انکار کرد که فراوانی مصرف مواد مخدر و در دسترس بودن و تهیه آسان آن، افراد معتاد و توزیع کنندگان را بر می انگیزاند و تأثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زودباور به ویژه نوجوانان و جوانان دارد.
9- توهم لذت جنسی بیشتر
برخی از افراد ، ریشه اعتیاد را در رابطه با امور جنسی می دانند و تصور می کنند مصرف مواد مخدر لذت جنسی را افزایش می دهد، اما واقعیت این است که مصرف مواد مخدر نه تنها توانایی جنسی را زیاد نمی کند، بلکه موجب اختلال در تعادل هورمون های جنسی و عقیمی در مردان و نازایی در زنان می شود.
10- روی آوردن به کارهای خلاف شرع ، عقل و عرف جامعه
در نزد فرد معتاد، ترس، وحشت و بزدلی جانشین شجاعت و شهامت و از خودگذشتگی می شود و چون فرد معتاد به کار و شغل شرافتمندانه بی اعتنا می گردد، ناچار برای به دست آوردن مواد مخدر و توهم درآمد بیشتر به کارهای خلاف شرع، عقل و عرف اجتماع مانند تکدی و دزدی روی می آورد یا واسطه فروش مواد مخدر می شود.
اصولی ترین راه پیشگیری اعتیاد و درمان معتادان
باید دانست تا زمانی که مصرف کننده مواد مخدر داشته باشیم، موادمخدر از راه های مختلف به داخل کشور راه می یابد. بنابراین با اقدامات مؤثر در برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر در داخل کشور و مناطق مرزی، راه حل های زیر نیز جهت کاهش، پیشگیری و درمان معتادان ارائه می گردد:
1- تحقیقات وسیع علمی به منظور شناسایی دقیق علل رویآوردن افراد ، به ویژه جوانان به اعتیاد
باید زمینه برای تحقیقات مراکز پژوهشی فراهم شود تا زمینه رشد این بلای خانمانسوز از میان برود و دیوار نامریی نیز در برابر اعتیاد به وجود آید. در بسیاری از کشورهای جهان ، کارشناسان پس از سال ها تجربه به این نتیجه رسیده اند که اصلی ترین راه مبارزه با مواد مخدر و خشکانیدن ریشه اعتیاد، برچیدن زمینه و انگیزه اعتیاد در نسل جوان است.
2- آموزش عمومی درباره علل و پیامدهای اعتیاد
آموزش عمومی و پیشگیری از اعتیاد باید به عنوان یک فرهنگ در جامعه همگانی شود.
3- شناخت دقیق نیازهای جوانان
اساسی ترین نیازهای جوانان، تحصیل، اشتغال ، ازدواج، مسکن، امکانات سالم تفریحی و ورزشی و... می باشد . با شناخت دقیق نیازها و تصمیم جدی برای برطرف نمودن این نیازها در حد توان توسط خانواده ها، جوانان، مسئولین و...، می توان امید جدی به پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان داشت.
4- نقش رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی
برنامه های مفید آموزشی، تربیتی، تفریحی و سرگرمی ، وسایل ارتباط جمعی ، بخصوص صدا و سیما می تواند در این زمینه ، نقش مؤثری داشته باشد. زیرا برنامه های تلویزیونی جذاب و آموزنده ، زمینه ساز گرایش جوانان به زندگی سالم و دوری از اعتیاد خواهند بود.
5- نقش بهداشت
در تمام جهان، «بهداشت» مقدم بر «درمان» است. در اعتیاد نیز پیشگیری از طریق آموزش و تشویق مردم بخصوص نسل جوان باید در صدر کارهای ستاد مبارزه با مواد مخدر قرار بگیرد.
6- مبارزه قاطع و پیگیر با سوداگران مرگ
7- نقش نهادها، مؤسسات و مراکز فرهنگی
واضح است که برای دور نگهداشتن جوانان از این بلای خانمان سوز، نهادهایی چون مدرسه ، مؤسسه های فرهنگی و ورزشی، نیروهای انتظامی، مؤسسه های مذهبی و... می توانند بسیار مفید و ثمربخش باشند ، اما اهمیت هیچ کدام از آنها به پای خانواده نخواهد رسید. خانواده به عنوان اساسی ترین واحد جامعه نقش به سزایی در دور نگهداشتن فرزندان از مواد مخدر دارد.
باقرغلامي كارشناس ومشاورپيشگيري اعتياد